تبیین قرآن در سیره پیامبر اکرم| از بنیادیترین عرصههای انتقال معارف وحیانی و ساماندهی جامعه اسلامی بهشمار میآید. با وجود گستردگی روایات و گزارشهای سیرهای، مطالعات قرآنی و حدیثی همچنان از فقدان یک الگوی جامع و مدلمحور برای تحلیل سازوکار تبیین نبوی رنج میبرند. مسئله اساسی آن است که فرآیند تبیین پیامبر|، با وجود تنوع در سطوح، شیوهها و کارکردهای تربیتی و اجتماعی، تاکنون در قالب یک چارچوب منسجم و چندبُعدی بازسازی نشده است؛ خلأیی که فهم نظاممند از روش تعلیم قرآن در سیره نبوی را با چالش مواجه ساخته است. بر این اساس، پژوهش حاضر با تکیه بر اصول و قواعد دانش فقهالحدیث و با بهرهگیری از رویکرد تحلیل مضمون، به بررسی و کاوش احادیث نبوی در حوزه تبیین قرآن پرداخته و هدف آن بازشناسی و بازسازی مدل تبیین پیامبر اکرم| است؛ مدلی که بتواند خلأ موجود در عرصه مدلسازی را جبران کرده و ابعاد اندازهشناسی، شیوهها و غایات تبیین را بهصورت یکپارچه تبیین نماید. یافتههای پژوهش نشان میدهد که الگوی تبیین نبوی از سه بُعد ساختارمند تشکیل شده است. بُعد نخست، «اندازه تبیین» را از سطح فردی - مانند تعلیم تدریجی ده آیه - تا مقیاس کلان و نظام حکومتی تحلیل میکند. بُعد دوم، «شیوههای تبیین» را در قالب سه رویکرد کلامی ـ بیانی (بلاغتمحوری و پرسشگری)، رفتاری ـ عملی (تمرین جمعی و تزکیه عملی) و انطباقی ـ تیسیرمحور (تدرج و تناسب با مخاطب) سامان میدهد. بُعد سوم، «غایات تبیین» را در سه سطح تبیین میکند: غایت هدایتی ـ تربیتی با محوریت تقدم تزکیه، غایت تقنینی ـ راهبردی با تأکید بر قرآن بهمثابه معیار مشروعیت رهبری و در نهایت غایت اجتماعی ـ تمدنی که در آن منزلت اجتماعی بر پایه دانش و فهم قرآنی تعریف میشود. دستاورد علمی این تحقیق، بازسازی یک نظام تبیین سهبُعدی است که تبیین نبوی را نه صرفاً فرایندی آموزشی، بلکه سازوکاری بنیادین برای تربیت فرد، تقنین اجتماعی و تمدنسازی اسلامی میداند و میتواند بهعنوان زیربنایی نظری برای طراحی الگوهای معاصر تعلیم قرآن در نظامهای آموزشی رسمی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.